Transcript of نمایش " غلام سیاه کرسی برای زمستان خرید "
Tanze Shokh طنز شوخ
0:09[موسیقی]0:28k0:34[موسیقی]0:45[موسیقی]0:51[موسیقی]1:18آخ ش بودی همین گفتم چ ما برم1:25فیزیوتراپی ب بود ش بیا ب بیا ب1:30چ نهه نه نه1:32بایت نوشیدن چیز چیز ماچ هیچ هیچ هیچ چی1:37رقم با بازار خدا ش خو ناشکری نمیکنم بابا1:41الحمدالله الحمدالله سر کن بابا میگه شکر1:44نعمت نعمت افزون کنه کفر نعمت از کفت1:48بیرون کنه بفهمی بابا قناعت خوب چیزیه خ1:52قناعت بله خ ببین من یک عمر ی کسب تو زر1:58دست ازی خ در ب2:00بله از مکتب می میکر2:06کتا تو تسلیم کردم همون اعتبار ورو و2:10اعتمادی که از مردم کسب کردم تو دیگه خراب2:14نی چ روز دیگه زنده باشم یا2:18نباشم نگم که پدر از این2:23حالته کوشش میکن که که شما سرافراز بودین2:27همیشه ح شماو چ برم بگم بچه2:32فلانی ک همی که میگم اولاد حکم صدقه جریر2:36داره بهمی اگه تو کار نیکی بکنی من بهم2:40قبرستان آروم میگیرم ثوابی به من میرس اگه2:44تو خدا نکرده تی کنی کار زشتی از تو ببین2:47زلمی کنی گفتم2:50زلمی کن بابا بهمی مقع زمنی مزم خلی2:55پریشونم بابا بفهمی خودو یک لحظه همی نفری3:00که میای همی کسی نگاه میکنه یا همی در3:04نگاه میکنه میگه به چندی بفهم که او دیگه3:08باور بن آخرین اندوخت زندگی خ3:13کشتیده وقتی که تو میگی ز میبینی رنگ دگه3:16رغم میشه بابا کوشش کن انتهای انتهای3:21انتهای قیمت چ3:25برکت کسی که چیزی میخره رضی بیشه بابا دل3:30جان3:32با شما با خود خش3:36میرد بالشون مردم3:40رحمش خود خور مرد3:44باشه با جان3:47زنده قلم که این زدم حرمت ازی قلم نگاه ار3:53ا پیغمبری بوده بفهمی حرمت از ای3:57کس نگه دار انصاف پیچ خ باشرف4:03بابا آست آست آست کزین4:19[موسیقی]4:23آی هم م چیز4:26کن د کن م دیگ4:46سن یک4:48کرسی مشکل بی دار چ4:58پش5:00ما قیمت کردم حداقل ۹ سد چنده ۹ س ۹ سد5:06بله خ دیگه ۹ سعت خود شما بسنجید ا کار5:10برده زحمت کشیدیم اشرفی تختهای پین و بالا5:14همه تختها دوم چوب تو ۹ صد ب میکن کاکا5:19جان حالا شما میگین دومن چوبه درسته از5:22چوبه او از آهن نیه شما همین فکر نمیکنی5:25که ما ب زحمت کشیدیم پول برق دادیم ما5:28دیگه دست پنجه خود نرم شده شما اینا را5:31نمی سنجی فقط هم میگی که او دو من چوب5:33بوده تل فروش چیز میکنه او استفاده خور می5:38خوره زغال فروش همی شماهم سو استفاده5:42میکنین نه کاکا من سو استفاده نمیکنم یعنی5:45قسم خوردن نداره همو کرسی که ما به شما به5:49همی قیمت گفتم مگه همو چند برا م میمونه5:51هم خود شما انصافا بگین چند میمونه به غیر5:54از دست پزی شاگرد دارم من پول دارم پول5:57برق دارم پول صفهی دارم ملی آقا اینا با6:01از یک کرسی پول پش کش ب خ ب کن از یک کرسی6:06بد میدی ل ۰ کاک کاا ازهم کرسی که بی قیمت6:10به شما گفتم دو تا سدی من حلال کنین دیگه6:13د هرچ6:17نخور هز میدی کا یک کرسی دیگه دارم ۰ روپی6:22به شما میدم البته ایک دو سال دگه جا کار6:25کرده ک نه راگ میزار می کا نمیشه نمی صب6:30کن حساب کتاب دست ب د لام6:35شما دست ک بگیری کاکا دو مچو بده دو روپ ش6:40روپ خ ۲ روپه خورده خ ی روپه خ6:49یوا گ چ ۳ روپ بگو خب خب ۷ تو فایده خست6:59بش ۳۰۰ روپه آقا شما ی هز روپه خیلی بگی7:02باور کنی خیلی میگم اگر ی کسیها پیدا7:06کردین آدرس به ما بد که ما به کار داریم7:08ب ما به کار داریم کرسی7:12فروشی کرسی که به قیمت گفتم دو تا دی بون7:16بابا شاگرد شماه بله یعنی شاگرد شما بله7:21شاگرد پیش بیا بابا پیش بیا ب صبر7:25کن چار تو صبر کن صبر کن ک خ ا یک ای دو7:33ای سه ای چهار و7:37پ7:39پ ا جری میکنه یعنی ب نظر شما خدا7:46یک کرسی از چو ک او کس بابا جان کس او ب7:54خورد خون کر۶ سال فقط با8:01کال ی وقت ندارم کاا جگر اگر ما خداست8:06کورسی هست اگر ن که من کار دارم سفارش د8:10مردم می کاا می ی8:13هزار زار ن نمیی هم گفتم شما کن یک گپ شما8:19بگ ی پیش از پا شما پیر ب ا قبلا پی بود8:25که خداوند نگهدار باشه تمام ا حدیث برا8:28بگفت منه تا جایی که جا باشه منه ملاحظه8:32میکنم تخفیف دارم میفهمم که مردم غریب8:34کارن مردم ندارن مردم پریشون اگر جا دیگه8:38همون کرسی رفتین اگر از دون نیم هزار کمتر8:41به شما گفت من اصلا همی کرسی به شما مفت8:44تیار میکن من فکر میکن ای کسی که تو تیار8:46کردی بهم شهر پیدا نمیشه نه پیدا میشه من8:49تعریف نمیکنم برجا دیگی ب یک دقیقه چپ کنی8:52آقا شما کرسی ما دیگه چیست کرسی مایم بابا8:55من ب قرار ک هم درخت ب بندازم بفهمی قر9:03[موسیقی]9:05چ9:09نمی گفت یک روپ کمتر نمشه هم باشه9:19خصاف9:21خلی بابا میگ انصاف بن انصاف تا چی9:27اندازهی کرسی د بی می ب پول برق داریم پول9:32داریم خرج و خوراک هست9:35شاگ پول میدم پول سپی ملی است دیگه انصاف9:39تا چی9:40اندازه
858 words · 118 lines







